السيد جعفر السجادي
405
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
ديگرى شعبهء غضبيه كه وى را بر آن مىدارد كه به عزم انتقام ، ضررى را از خود دفع كند و يا از آن فرار كند و بدين جهت نيرويى كه در كليهء اعصاب و عضلات نهفته و منتشر است در خدمت و در اختيار اين قوه است تا كه عضلات را به وسيلهء جذب و استحكام رگ و پىها در موردى و يا به وسيلهء سست كردن و كش دادن آنها در موردى ديگر برانگيزد . « 1 » قوهء عاقله - قوهاى كه مدرك كليات است در شواهد الربوبيه در تفسير و شرح قوهء عاقله آمده است : اشراق اول : در اثبات قوهء عاقله براى انسان . در انسان قوهاى است روحانى ( به نام قوهء عاقله ) كه جدا مىكند صورت ماهيت كليهء هر چيزى را از ماده و قشرها و عوارض ماده ، همانطور كه قوهء غاذيهء حيوان ، عصاره و جوهر غذا را در مراتب چهارگانهء هضم از قشرها و غلافها و سفالهها جدا مىسازد و مسلم است كه هر ادراك و اتصال ( و رابطهاى كه ما بين مدرك و مدرك برقرار مىشود ) به وسيلهء نوعى از تجريد ( و جداسازى صورت از ماده ) است با اين فرق كه نيروى حس در ادراك حسى ، صورت محسوس را از ماده جدا مىسازد ، به شرط حضور ماده و نيروى خيال در ادراك خيالى ، صورت هر امر محسوسى را ( هنگام غيبت ماده ) از ماده و برخى از عوارض ماده ( از قبيل وضع و اين متى ، نه از قبيل شكل و تعداد ) و نيروى وهم ، صورت را از ماده و از كليهء عوارض ماده جدا مىسازد با حفظ نسبت و اضافهء آن صورت به ماده ( زيرا قوهء خيال ، صور جزيىه را از قبيل صورت زيد و عمرو ، و قوهء واهمه ، معانى جزيىه را از قبيل محبت و يا عداوت به شخص معينى را ادراك مىكند ) . و اما عقل و قوهء عاقله انسان صورت را به طور كلى و عارى و جدا از هر قيد و شرطى ادراك مىكند . پس قوهء عاقله ، در امر محسوس ، عملى را انجام مىدهد كه آن را به طور كلى معقول ( و ذاتى عارى و مجرد از هر امرى زايد بر ذات وى ) بنمايد و اين فعل و عمل صادر از عقل ( يعنى فعل ادراك و عمل تجريد صورت از ماده تجريد كلى ) به مشاركت وضع ماده و رابطهء آن با قوهء عاقله نيست و در حالى كه هر قوهء جسمانى چنان كه قبلا معلوم شد هيچ فعل و عملى را انجام نمىدهد مگر با مشاركت وضع و ناچار فعل قوهء جسمانيه ، صورتى است معين و مختص به وضع . « 2 » و . . . قيامت - مراد از قيامت روزى است كه بندگان خدا بعد از مرگ در آن روز به پا خواسته و به كيفر و پاداش اعمال خود برسند در مسأله چگونگى قيامت و حشر عقايد و انظار مختلف هم از نظر متكلمان و متشرعان و هم از نظر فلاسفه اظهار شده است كه در محل خود ( معاد حشر ) بيان شده و مىشود . « 3 » اهل معقول به استناد روايات گويند قيامت بر دو قسم است يكى قيامت صغرى كه فرمودند من مات فقد قامت قيامته و ديگرى قيامت كبرى كه وقت آن نامعلوم است كه « علمه عند اللَّه . » ملا صدرا در شواهد الربوبيه در باب قيامت كبرى و صغرى بحث مفصلى دارد و گويد : اشراق دوازدهم : در بيان قيامت صغرى و
--> ( 1 ) اسفار ، ج 2 ، سفر 4 ، صص 93 - 95 . ( 2 ) ترجمهء شواهد الربوبيه ، صص 309 به بعد . ( 3 ) اسفار ، ج 2 ، سفر 4 ، صص 273 به بعد .